آهـــای مَــــردُم....!!! عــــآشِــقــــش نشویـــــد... به اندازهمه تان عـــآشــــقی کردم برایش آزارم میــــــــدهی... به عمــــد...یا غیر عمــــد...خدا میــــــدانـــد اما من آنقدر خسته ام... آنقدر شکستـــه ام که هیچ نمیگویم... حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است... اشک میریزم... سکوتــــــ میکنم و تــــــــــــو همچنان ادامه میــــدهی... نفرینت هم نمیکنم... خیــــالت راحــــتـــــــــــ شکسته ها نفرین هم بکنند،گیـــــــرا نیست! نفریـــن،ته دل میخواهد دل شکسته هم ک دیگر سر و ته ندارد...!! لامذهب این همه استخوان در بدنم بود چــــــــــــرا دلــــــــم را شکـــــــستـــــــــــی؟؟!! ♥هــــی غـَـریـبـه... میتــــرسم… میترســم کســـی بــویِ تنـــت را بگیـــرد، نغمـــــه دلـــت را بشنـــــود، و تــــــو، خـــو بگیــــری بــه مانــدنــــش! چــــه احســـاس ِ خــط خطـــی و مبــهمی ست، ایــــن عاشقـــــانـــه های ِحســـــودیِ مـــن! تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است خـُدایـا خـواستمـ بگـویمـ تنهـایمــ ! امـا نگـاه خـَندانَـتـ مــَرا شـرمگـین کـرد ! چـ ِ کـَسـ بهـتـَر از تـ ُ ! من مانده ام … و انبوهی از اندوه … و تو بهانه ی چشمانم کمی آرام تر از دیدگانم جدا شو . . . می خواهی بروی ؟! پس بی بهانه برو ! بیدار نکن خاطره های خواب آلوده را … محبت ساختگیـت، عشق دروغینت و چشمان پر فریبت، روزی گرفتارت خواهند ساخت … فقط بیا در خزان خواسته هایم کمی قدم بزن دلم برای راه رفتنت تنگ شده است…! همیشه سکوتم به معنی پیروزی تو نیست گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا ... باختی...!!!!! تمام خاطراتمان را مرور کرده ام مات شدم … از رفتنت ! هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود … این وسط فقط یک دل بود … که دیگر نیست! راضی نبود در آغوشم دستانش را باز کند اما برای دیگری دکمه های لباسش را هم باز کرد..
اونـی کـــه الآن مـــــآل شـُمـــــآسـت...
هـَــلآک مــــَن بـــود...
دَر حــــَدَم نـبـــود...
پـآســــش دآدم بـه تــــو...
مـُبــــآرکـت بـآشــــه...
اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است
زیر همه ی اشک هایم خط کشیده ام
همه ی صبرم را “حفظ” کرده ام
فقط دعایم کن که در “امتحان” نبودنت “رد” نشوم !
قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |